میپرسی مگر جهزیه اش چی بوده؟ میگوید بالاخره یک دست مبل یخچال فریزر ماشین لباسشویی کلی هزینش میشه

می‌پرسی چرا ایرانی اش را نمی خری که ارزان است؟ میگوید کلاس ندارد!

 

براستی چرا بسیاری از افراد از زندگی خود لذت نمی‌برند؟

چرا اکثر افراد به هر دری میزنند نمی‌توانند آرامش را در زندگی لمس کنند؟

چرا افراد مرفه و ثروتمند از آرامش کمتری نسبت به افراد فقیر برخوردار هستند؟

براستی چرا انسان دیروز بیشتر آرامش را حس می‌کرد؟

تمام جواب این سوالات را می‌توان در مسئله خواست و نیاز پیدا کرد.

ابتدا تعریفی ساده از خواست و نیاز می‌کنیم:

خواست: به چیزی میگویند که بدون آن هم میشود زندگی کرد و به نوعی خواست دل است نه ضرورت زندگی

نیاز: به چیزی می‌گویند که بدون آن نمی‌شوذد زندگی کرد و زندگی بدون آن مختل میشود و به نوعی جز ضروریات زندگی است

با توجه به تعریف زیر با وجدان خود بگویید که  کدامیک از موارد زیر خواست و کدامیک نیاز ما هستند:

یک دست لباس و شلوار

ماشین لباس شویی

سه وعده غذا در طول روز

تلفن همراه

تنقلات

مبل

تخت خواب

و...

برای همه ما مبرهن است که بدون غذا نمیتوان زنده ماند و یا داشتن یک دست لباس برای مهمانی کاملا ضروری است

اما آیا داشتن تختخواب، مبل، تنقلات و تلفن همراه  برای هر زندگی ضروری است و نداشتن آن باعث اختلال در زندگی میشود؟!

برای نمونه با اندکی تامل میتوان متوجه شد که بدون تختخواب هم میتوان زندگی کرد. اما سوال این است که چرا یک خانواده فقیر وقتی میخواهد جهیزیه ای برای دخترش تهیه کند داشتن رختخواب را یک نیاز اصلی میداند؟ و حتی حاظر است ازدواج دخترش به تاخیر افتد تا زمانی که هزینه یک تختخواب تامین شود!

جواب این رفتار یک نکته است و آن تبدیل شدن خواست به نیاز است. بدین معنا که این مادر احساس نیاز کاذبی برای تهیه این تختخواب دارد و برای همین نمی‌تواند قبول کند که بدون تختخواب هم میتوان زندگی کرد. 

مبنع: برداشت از وبلاگ باید کاری کرد